معين الدين محمد زمچى اسفزارى
476
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
نموده ، شاهزاده يسور را گفتند كه بسيارى از مردم ما بقتل رسيده حربهاى سخت كرديم حصار شيخ فتح نشد ، يسور متفكر و بيحضور گشت كه هيچ جاى او را مسخر نشده كسى بايلى او درنيامد از آمدن خود پشيمان گشت ، و ملك غياث الدين پيوسته جاسوسان در كار داشت كه از تمامى احوال شاهزاده او را خبر ميدادند ، و قاصدان هشيار « 1 » بسلطانيه فرستاده بود تا سلطان ابو سعيد و امير چوپان « 2 » را از داعيه و عزيمت شاهزاده يسور آگاه كردند ، « 3 » امير يرليغ پادشاه و تشريفات گرانمايه جهت ملك غياث الدين فرستاده او را بر حرب و مخالفت و معاندت شاهزاده يسور « 4 » تحريض فرمود ، و گفت امير حسين را با سپاه بسيار نامزد كردهايم كه با شاهزاده « 5 » حرب آورد ملك بايد كه اصلا خاطر متردد ندارد ، و خوشدل و مستظهر باشد كه عنايت و عاطفت پادشاه جهان سلطان ابو سعيد « 6 » دربارهء او زياده از آن است كه در وهم گنجد « 7 » ، و از قتل و نهب و غارت و اسرت آنچه ممكن باشد نسبت بلشكر يسور ، و خيلخانهاى امرا كه طريق خلاف و عصيان ما پيش گرفتهاند اهمال جايز ندارند ، چون يرليغ و تشريف پادشاه بملك اسلام « 8 » رسيد لشكرى ببادغيس فرستاد تا اورق پسر بوجاى و چند خانوادهء « 9 » ديگر از لشكر بكتوت گرفته بهرات آوردند ، و اموال و جهات ايشانرا بر سپاه خود قسمت
--> ( 1 ) - مج : قاصدان هشيار . پا : قاصدان بسيار . ( 2 ) - امير چوپان : از امراء بزرگ و نامدار عهد اولجايتو سلطان بوده . پس از مرگ خواجه عليشاه چندى بر دست وزارت و صدارت آن پادشاه بنشست ، و بمعاضدت ركن الدين صاين رتقوفتق امور مينمود ، و عاقبت مورد خشم اولجايتو واقع شده ، و بهرات فرار كرده بملك غياث الدين كرت پناهنده گشت ، اما ملك غياث الدين با او غدر كرده و بامر او خواجه را بقتل رسانيدند . ( 3 ) - پا : امير چوپان يرليغ پادشاه حاصل نموده و با تشريفات . مج : امير يرليغ پادشاه و تشريفات . ( 4 ) - پا : و معاندت يسور . ( 5 ) - پا : كه با يسور حرب . ( 6 ) - پا : ابو سعيد خان . ( 7 ) - پا : كه در وهم گنجد و از قتل . مج : كه در وهم و از قتل . ( 8 ) - پا : بملك رسيد . ( 9 ) - پا : خانهوار .